۲۸- گلوله خوردن

حس خوب ترانه شنیدن؟ برای من یه وقتایی که روزبه بمانی شعر بگه و خودشم بخونه‌اش.

همین که اول پاییز رفته‌ای یعنی
هجوم غربت من را کشانده تا دشت

به جان هر دوی ما را قسم مخور عشقم
به جان هر دوی ما، باز برنخواهی گشت

بارون نیاد
پاییز نخواد
بغض منو کی میتونه خالی کنه

بی زخم و زهر
به کل شهر
حال منو کی میتونه حالی کنه

هم گریه‌امی
هم خنده‌امی
چشای تو مرز بین مرگ و بودنه

میفهممت
قد غمت
فهمیدن تو مث گلوله خوردنه

نه جونمو بگیر
نه پای من بمیر
منو همیشه زندگی زده

صدا اگه صداست
خدا همون خداست
چرا همیشه حال ما بده

تو فرصت کمت
نفس کشیدمت
که زندگیمو زیر و رو کنم

به خاطر خودم
شبیه تو شدم
که آرزوتو آرزو کنم

ماهارو بغضمون یه شب میکشه
ببین دل من و تو به چی خوشه
به چی خوشه

ته سکوت ما به چی میرسه
صدای ما به گوش کی میرسه
به چی میرسه

نه جونمو بگیر
نه پای من بمیر
منو همیشه زندگی زده

صدا اگه صداست
خدا همون خداست
چرا همیشه حال ما بده

تو فرصت کمت
نفس کشیدمت
که زندگیمو زیر و رو کنم

به خاطر خودم
شبیه تو شدم
که آرزوتو آرزو کنم

۲۷- قولوا لها

کسی از دورها میاد و می‌شه فکر هر لحظه‌ات؛

می‌شه آرامشت، دل‌خوشیت، زندگیت، عمرت.

کسی از دورها میاد و می‌شه

پاره‌ی تنت.

 

این روزها، دلتنگیم شبیه‌ترین به صدای محمد عبدالرحمن..

 

۲۴- اینکه تنها نیستیم، اینکه درک میشیم

دم عیدی دراومده بود: “چی راجع به خودتون نمی‌دونستید که سال قبل فهمیدید؟”

نوشته بودم: “اینکه بیشتر خیال می‌کنم. بیشترش انگاره، نه واقعیت..”

سر صبحی، چشمم بهش خورد.

۲۲- آدم امن زندگی

اون شبی که -دست تو دست هم- دور دریاچه‌یِ باغ کتاب قدیم زدیم؛

و من، بیشترین خودم بودم؛

و تو، با قشنگی‌هات قلبمو تاچ کردی.

اون شبی که -برای اولین بار- همو بغل کردیم؛

و من غرق در افکار زیبای تو، فهمیدم امن‌بودن یعنی چی.

از اون شب، مث باریدن بارون، یکریز و یکسره..

 

۱۹- نشسته‌ام

اونجا که رضا براهنی میگه “اگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم، نمی‌بیننمَم
معشوقِ جان به بهار آغشته‌ی منی، اگر تو مرا نبینی من هم نمی‌بینمَم”

دقیقا همونجا -تنها- …

۱۸- بودنش

ظهر، قبل از خواب -و درحالیکه قلبم داشت از جا کنده می‌شد- به این فک‌می‌کردم که سرعت دوست‌داشتنش چقدر از سرعت بزرگ‌شدنِ قلبم بیشتر شده. غروب بهش گفتم. گفتم که چقدر دوسش دارم؛ که چقدر دلم براش تنگ‌شده… بهش گفتم -تا برای یک لحظه هم که شده- این قلب آروم بگیره -یا – تمامِ من خلاصه شد، درون چَشم‌های تو

پ.ن: می‌دونستم رابطه لانگ دیستنس چقدر اذیته ولی خب می‌ارزه 🙂